تبليغاتX
اخبار جامعه ی بهایی

اخبار جامعه ی بهایی

برندگان جايزۀ نوبل خواستار آزادى زندانيان

بهائى شدند

 

 

نيويورك
۳۰ ژوئن ٢٠٠٨ برابر با ۱۰ تیر ١۳٨٧
سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

شش برندۀ جايزۀ صلح نوبل در بيانيۀ مشتركى از حكومت ايران خواسته‌اند هفت عضو برجسته جامعۀ بهائى اين كشور را كه در تهران زندانى هستند فوراً آزاد كند.

اين شش نفر كه اعضاى ’نهاد زنان نوبل‘ هستند از حكومت ايران خواسته‌اند كه امنيت اين بهائيان را – كه بدون اتهام مشخص و حق مشاورۀ با وكيل در زندان اوين هستند – تضمين كند و آنان را بدون قيد و شرط آزاد سازد.

بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعه جهانى بهائى در سازمان ملل، گفت: ”ما از اين فعالان سرشناس بين المللى به خاطر درخواست آزادى دوستان بهائى خودمان، كه بدون هيچ دليلى و فقط به خاطر اعتقاداتشان زندانى هستند، تشكر مى كنيم.“

امضاءكننگان اين بيانيه عبارتند از:

  • بتى ويليامز و مايريد كاريگان مگواير، مؤسسين بنياد ”مردمِ صلح“ در ايرلند شمالى. برندگان صلح نوبل در سال ۱۹۷۶.
  • ريگوبرتا منچو تام، از پيش‌گامان دفاع از آشتى قومى-فرهنگى در موطن خودش گواتمالا. برندۀ نوبل سال ۱۹۹۲.
  • جودى ويليامز، استاد دانشگاه و از فعالان بين المللى براى ممنوعيت استفاده از مين. برندۀ نوبل سال ۱۹۹۷.
  • دکتر شيرين عبادى، وكيل ايرانى حقوق بشر. برندۀ نوبل سال ۲۰۰۳.
  • وانگارى موتا ماآتاى، استاد دانشگاه و فعال كنيائى محافظت از محيط زيست. برندۀ نوبل سال ۲۰۰۴.

در بيانيۀ آنها كه روى سركاغذ ’نهاد زنان نوبل‘ منتشر شده آمده است: ”ما با نگرانى از خبر بازداشت شش عضو برجسته جامعه بهائيان ايران در روز ۱۴ مه ۲۰۰۸ آگاه شده‌ايم. ما مطلع هستيم كه خانم فريبا كمال آبادى، و آقايان جمال الدين خانجانى، عفيف نعيمى، سعيد رضائى، بهروز توكلى و وحيد تيزفهم اعضاى يك گروه غير رسمى معروف به ’ياران‘ هستند كه به امور اوليه جامعۀ بهائيان ايران رسيدگى مى‌كنند؛ همچنين مطلع هستيم كه عضو ديگر اين گروه خانم مهوش ثابت از پنجم مارس ۲۰۰۸ در بازداشت به سر مى‌برد؛ ما به اين وسيله نگرانى عميق خودمان را از تهديدهاى فزاينده و آزار جامعه بهائيان ايران اعلام مى كنيم.“

ما از حكومت ايران مى‌خواهيم كه امنيت اين افراد و آزادى فورى و بدون قيد و شرط آنها را فراهم كند.“

نهاد زنان برندۀ نوبل‘ در سال ۲۰۰۶ توسط شش زن برندۀ اين جايزه از آمريكاى شمالى، آمريكاى لاتين، اروپا، خاورميانه، و آفريقا به منظور كمك به برقرارى صلح از طريق مشاركت با زنان در سراسر جهان تأسيس شد. تا به حال فقط دوازده زن موفق به دريافت جايزۀ نوبل شده‌اند.

دفتر ’نهاد زنان برندۀ نوبل‘ در شهر اتاوا در كانادا قرار دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 18:47  توسط Alast  | 

تمامی هفت عضو هیأت ملّی هماهنگ كننده امور

 

بهائیان ايران هنوز در زندان بسر می‌برند

 

هفت عضو هيأتى كه به امور اوليه جامعۀ ۳۰۰,۰۰۰ نفرۀ بهائیان ایران نظارت داشتند، هنوز در بازداشت حكومت ايران هستند. تا به حال هیچ اتّهام رسمی علیه آنان ارائه نشده و به هیچ یك اجازۀ تماس با وکیل نيز داده نشده است.

جامعۀ بین‌المللی بهائی اخيراً اطلاع یافته که هر هفت نفر تماس تلفنی مختصری با خانواه‌هاى خود داشته‌اند.

به اين افراد از زمان دستگيرى – مهوش ثابت در تاريخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ و شش نفر ديگر در تاريخ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷– اجازه تماس با بيرون داده نشده بود.

اما در روز ۱۴ خرداد ۱۳۸۷ (۳ ژوئن ۲۰۰۸) به خانم‌ها مهوش ثابت و فریبا کمال‌آبادی اجازه داده شد که هر یک مکالمۀ تلفنی بسیار کوتاهی با خانواده‌های خود داشته باشند.

از آن زمان تا به حال، آقايان جمال‌الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضائی، بهروز توکلی، و وحید تیزفهم نیز مکالمات تلفنی بسیار کوتاهی با خانواده‌های خود داشته‌اند.

خانم ثابت كه در شهر مشهد در بازداشت نگه داشته مى شد در تاریخ ۶ خرداد (۲۶ مه) به زندان اوین در تهران منتقل شد. گمان می‌رود که ۶ نفر دیگر نیز در زندان اوین باشند.

برای کسب اطّلاعات بیشتر در مورد دستگیری‌ و بازداشت‌ شهروندان بهائی  به گزارش‌های ۲۷ مه،
۲۱ مه، و ۱۵ مه سرویس خبری عالم بهائی رجوع کنید.


بیش از ۲۰ بهائی اکنون در بازداشت هستند

بیش از ۲۰ بهائی هم‌اکنون در بازداشت به‌سر می‌برند که به بسیاری از آنان اتّهام مشخّصی وارد نشده است. ده‌ها بهائی دیگر نیز تنها با گذاشتن وثیقه آزاد هستند و با اتهامات گوناگونى در انتظار محاكمه‌اند.

در موارد معدودى محاکماتى انجام گرفته كه منجر به محکومیّت و صدور حکم زندان شده است اما آشكار است كه انگيزه تمام دستگيرى هاى مورد اشاره این است که این افراد بهائی هستند. تا به حال هیچ گونه اتّهام مستندى عليه اين افراد عنوان نشده است.


نمونه‌هائی از بازداشت‌های اخیر:

  • در تاریخ ۹خرداد ۱۳۸۷ (۲۹ مه ۲۰۰۸)، آقای مهران بندی در یزد دستگیر و به محل دیگری انتقال داده شد. از محل بازداشت وی اطّلاعی در دست نیست. در روز دستگيرى شرکت کامپیوتری وی مورد هجوم و جستجوی مأموران وزارت اطّلاعات قرار گرفت، کامپیوترها و سى دى هاى موجود ضبط و محل شركت مُهر و موم شد. پیش تر منزل و محل کار آقای بندی چندین بار مورد هجوم قرار گرفته بود.
  • در روز ۲ خرداد ۱۳۸۷ (۲۲ مه ۲۰۰۸)، دوران زندان آقای فواد نعیمی، اهل ساری در استان مازندران، در پی حکم محکومیّتى که در سپتامبر سال قبل به اتهام "فعّالیت در فرقۀ بهائیت" صادر شده بود، آغاز شد. محکومیّت وی دو سال و نیم زندان و سپس دو سال تبعید در یکی از شهرهای کوچک استان فارس است.
  • در اواخر ماه مه، در ویلاشهر، پنج بهائی – سه مرد و دو زن – ظاهراً براى پاسخگوئى پيرامون "دفن غیرقانونی" يك جسد در گورستانی متعلق به بهائیان، که ۱۵ سال مورد استفاده بوده است، از سوی وزارت اطّلاعات احضار شدند. مردان در وزارت اطلاعات مورد بازپرسی قرار گرفتند و تا زمان ارائۀ وثیقه، در بازداشت بسر بردند. گمان می‌رود که در آينده محاکمه‌ای صورت گيرد اما تا به حال جزئیاتی در مورد اتّهامات این مردان ارائه نشده است.
  • روز ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۷ (۱۹ مه ۲۰۰۸)، در قائم‌شهر در استان مازندران، دو مرد بهائی بازداشت شدند تا دورۀ زندان خود را شروع کنند. این واقعه پس از ردّ فرجام خواهى آنان از محکومیّت‌ قبلی شان اتفاق افتاد. آقای چنگیز درخشانیان به اتّهام "تبلیغ بنفع سازمان مخالف جمهوری اسلامی" – اتّهامی که بهائیان آن را قاطعانه رد می‌کنند – به پنج ماه زندان و آقای علی احمدی به ۱۰ ماه زندان و یک سال تبعید محکوم شده است.

نمونه‌هائی از وقایع دیگر:

  • در روز ۹ خرداد ۱۳۸۷ (۲۹ مه ۲۰۰۸)، در کرمان چند نفر آتش‌افروزِ ناشناس، اتومبیل يك بهائى را که براى شركت در مراسم یکی از روزهاى مقدّس بهائی رفته بود، به آتش کشیدند. پیش از آن، صاحب این اتومبیل به مدّت دو ماه از طریق تلفن مورد تهدید قرار داشت.
  • در روز ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ (۱۹ مارس ۲۰۰۷)، در شیراز، آقای مسعود ایمانی، تاجری ۵۳ ساله، در خيابان مورد هجوم چند نفر قرار گرفت و با زنجیر به درخت بسته شد. مهاجمین سپس بنزین روی وی ریخته و سعی کردند که او را بسوزانند.

    خوشبختانه، کبریت‌ها یا روشن نمی‌شد و یا پیش از رسیدن به بنزین خاموش می‌شد. دوچرخه‌سواری که از آن نقطه عبور می‌کرد، متوجّه شد که عمل خلافی در جريان است و به کمک او شتافت. مهاجمین گریختند، و سپس همسایگان به آقای ایمانی کمک نموده و پلیس را خبر کردند.
  • بین روزهای ۲۷ آبان ۱۳۸۶ (۱۸ نوامبر ۲۰۰۷) و ۲٠ دی ۱۳۸۶ (۱۰ ژانویه ۲۰۰۷)، روزنامۀ کیهان، یک روزنامۀ رسمی ملّی، سلسله‌ای از ۴۰ مقاله در مورد بهائیان ایران قبل از انقلاب منتشر نمود، که در آن جامعۀ بهائی را گروهی پر قدرت و ثروتمند تصوير مى كرد که مصمّم به تخریب زیربنای تعالیم اسلامی هستند.

    در این مقاله ها، از بهائیان به عنوان مردمى ظالم و متقلّب، بى رحم در تجارت، فرارى از مالیات، از نظر اخلاقى منحرف، درگير با مواد مخدّر و غارتگر و قاتل ياد شده بود.

    بر اساس مدعاى اين مقالات بهائیان بخشى از یک حرکت سیاسی بر علیه اسلام هستند که ایدئولوژى‌های غربی را در ایران عرضه مى كنند و به عنوان نمونه به حمایت آنان از سیاست کشف حجاب در دوران پهلوی اشاره شده بود.

خلاصه:

آزار بهائیان، فراگیر و رو به افزايش است. در ماه‌هاى اخیر در سراسر ایران، موارد بسیار بسیار متعددى از آزارهائى مشابه آنچه در پى مى آيد گزارش شده است:

  • دستگیری‌ و بازداشت‌، همراه با زندانی شدنى که روزها، ماه‌ها، و گاه سال‌ها به طول انجاميده است. در مواردی که بهائیان آزاد شده اند نيز اكثراً وثیقۀ قابل ملاحظه‌ای دريافت شده است.
  • تهدید و بازجویی مستقیم از سوی مأموران، که گاهی با استفاده از چراغ‌های پُرنور و شکنجه‌های جسمی همراه بوده است.
  • جستجوی منازل و دفاتر تجارى كه معمولاً به مصادرۀ کُتُب بهائی و اجناس دیگر انجاميده است.
  • اخراج و آزار دانش آموزان بهائى.
  • ممنوعیّت حضور بهائیان در دانشگاه‌ها.
  • برگزارى محاكماتى که در آن بهائیان به ترویج تبلیغات بر علیه دولت "به نفع فرقۀ بهائیت" متهم شده اند.
  • كنترل حساب های بانکی، جا به جائى، و فعّالیّت های بهائیان شامل بازجوئی هاى رسمی از آنها در بارۀ زندگی خصوصى، فعّالیّت‌ها، همسایگان، و غیره.
  • عدم صدور و یا لغو پروانه‌های تجارتی.
  • محرومیّت از موقعیّت‌های شغلی به طور کلّی.
  • محرومیّت بهائيان از حقوقشان در پرونده‌هاى وراثت.
  • حملات جسمى، و تلاش براى بيرون راندن بهائیان از شهرها و روستاها.
  • بی‌حرمتی به مقابر و تخریب گورستان‌های بهائی، و اشكال تراشى در دفن مردگان بهائى.
  • انتشار اکاذیب در مورد بهائیان، از جمله در نشریات و جراید رسمی، و تحریک نفرت بر علیه بهائیان.
  • اخراج از اماکن تجاری، شامل اخراج پزشکان بهائی از دفاتر و درمانگاه های خودشان.
  • اِرعاب مسلمانانی که با بهائیان رفت و آمد دارند.
  • تلاش مقامات مسئول براى وادار كردن بهائیان به جاسوسی علیه بهائیان دیگر.
  • ارسال نامه‌ها و پيام هاى تهدیدآمیز تلفنى به بهائیان.
  • عدم پرداخت مزاياى بازنشستگی.
  • محرومیت از امکان نشر و تکثیر ادبيات بهائی.
  • مصادرۀ اموال.

 

منبع: سایت ساغر

اصل خبر: سایت خبری جهانی بهائی

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 18:44  توسط Alast  | 

 

تماس‌هاى كوتاه هفت زندانى بهائى ايرانى با

 خانواده‌هايشان

  

نيويورك
١٩ژوئن ٢٠٠٨ برابر با ٣٠ خرداد ١٣٨٧

سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

 

 

جامعه ی جهانى بهائى اطلاع يافته است كه به هفت عضو برجسته جامعه ی  بهائى ايران كه زندانى هستند اجازه تماس‌هاى كوتاه تلفنى با خانواده‌هايشان داده شده است.

 

اين تماس‌ها نخستين ارتباط زندانيان بهائى پس از دستگيرى شش تن از آنها در حملات سحرگاهى به خانه‌هايشان در چهاردهم ماه مه است. هفتمين نفر در ماه مارس در شهر مشهد دستگير شده بود.

 

بنا به اطلاع جامعه ی  جهانى بهائى به خانم‌ها مهوش ثابت و فريبا كمال‌آبادى در روز سوم ژوئن اجازه داده شده كه با خانواده‌هايشان تماس تلفنى بگيرند. خانم ثابت روز پنجم مارس در مشهد دستگير شد اما در بيست و ششم مه به زندان اوين، كه گمان مى رود سايرين نيز در آنجا زندانى هستند، منتقل شد.

 

بعدا تأييد شد كه آقايان جمال الدين خانجانى، عفيف نعيمى، سعيد رضائى، بهروز توكلى و وحيد تيز فهم نيز تماس‌هاى تلفنى كوتاهى با خانواده‌هايشان داشته اند.

 

هيچ اعلام جرمى عليه اين هفت نفر، كه مجموعه اعضاى هيأت هماهنگ كننده امور اوليه جامعه ی  سيصد هزار نفره ی  بهائيان ايران هستند، صورت نگرفته است.

 

در سال ١٩٨٠ تمام نه عضو محفل روحانى ملى بهائيان ايران ربوده شدند كه چون پس از آن هيچ اطلاعى از وضعيت آنها به دست نيامده گمان مى رود به قتل رسيده باشند. يك سال پس از تشكيل مجدد اين محفل، هشت نفر از نه عضو آن دستگير و به قتل رسيدند.

 

غير از هفت عضو زندانى اين هيأت در تهران، پانزده بهائى ديگر نيز در ايران در بازداشت بسر‌می‌برند. بعضى از اين افراد اجازه تماس با بيرون را ندارند و اكثر آنها رسماً مورد اتهامى قرار نگرفته اند.

 

منبع: سایت ساغر

اصل خبر: سایت خبری جهانی بهائی

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 8:10  توسط Alast  | 

 

از برنامه ي تلويزيوني بچه هاي اتيوپي تقدير شد

 

 

 


12جون 2008
آدايسآبابا، اتيوپي


" Tsehai
يادگرفتن را دوست دارد"، برنامه ي تلوزيوني تربيتي به زبان Amharic که در اتيوپي توليد وپخش شده است، جايزه اي درفستيوال بين المللي 2008 Prix Jeunesse که نخستين جشنواره ي شناخت برنامه هاي برتر تلويزيوني مخصوص بچه ها مي باشد، دريافت کرد. اين رويداد هر دو سال يکبار در مونيخ ، آلمان برگزار مي شود: جايزه در 4 جون اهداء گرديد.

اين برنامه زاييده ي افکار Bruktawit Tigabu و Shane Etzenhouser از آديسابابا، زوجي که هر دو بهايي هستند، مي باشد. اين برنامه -- که براي بچه هاي پيش دبستاني طراحي شده و يک عروسک دستي به نام Tsehai را که يک زرافه است نمايش مي دهد-- از نظر سبک، پس از برنامه هاي کلاسيک بچه ها مثل “Sesame Street” قرار مي گيرد.

اين برنامه موفق به دريافت جايزه ي نسل بعدي Prix Jeunesse براي طرحي که "الهامي، مبتکرانه، و ملهم از ايده اي عالي است" اما "تحت شرايط دشوار" توليد شده است، گرديد.

اين جايزه شامل يک پاداش نقدي 6000 يورويي و يک سال حمايت مالي از طرف حمايت کنندگاني شامل بنياد تلويزيون بچه هاي استراليا، BBC، Disney آلمان،KRO پخش عمومي هلند، Nickelodeon بين المللي وZDF (شبکه ي تلويزيون آلمان)، مي باشد.

خانم تيگابو گفت: "بردن يک جايزه در فستيوال Prix Jeunesse بالاترين افتخار در رسانه ي بچه ها محسوب مي شود."

آقاي اتزنهازر اشاره کرد: "براي بسياري از بچه هاي اتيوپي، اين برنامه نزديک ترين چيز به تربيت دوران آغازين کودکي مي باشد، که تاکنون دريافت کرده اند."

او ادامه داد: "آثار بهايي منبع اصلي الهام بخش براي ما بوده است. آثار موجود درباره ي تربيت کودکان و خدمت چيزي است که به ما در ساخت اين برنامه الهام بخشيد. هرزمان که با مشکلات در برنامه روبرو مي شديم و يا هرموقع که احساس دلسردي مي کرديم، براي نيرو گرفتن به شدت به ادعيه و آثار بهايي متوسل مي شديم... ما هيچ سابقه اي در تلويزيون نداريم، بنابراين وظايف و مسئوليت هاي موجود در آنچه در تلاشيم که انجام دهيم، عظيم است.

در اظهاري راجع به جايزه ي تعلق گرفته به Tsehai"يادگرفتن را دوست دارد"، Prix Jeunesse گفت: "هيئت داوران به خاطر توانايي برنامه براي صحبت کردن با بچه ها، خلاق و در عين حال گويا بودن، با توجه به بودجه ي کاملاً محدودي که داشته است، بسيار تحت تأثير قرار گرفت.... ما همگي احساس کرديم "Tsehai يادگرفتن را دوست دارد" توسط ايده اي عظيم از درون نيازهاي مخاطبينش متولد شده است – چيزي که اساس همه ي تلويزيون هاي بزرگ است."

"Tsehai
يادگرفتن را دوست دارد" در سپتامبر 2006 با داستان هاي 10 دقيقه اي آغاز به کار کرد که هر دو هفته تکرار مي شد. اين برنامه اکنون در وقفه است.

 

منبع: سايـت ساغر

اصل خبر: سايـت خبری جهانی بهايي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 2:25  توسط Alast  | 

 

تعليم ورزش فراتر از اوج

 

 

بوداپست، مجارستان

سوم ژوئن 2008 (سرويس خبري عالم بهائي)

 

تمام بازيکنان اين تيم فوتبال نوجواناني بين ده تا چهارده ساله بودند؛ اما در يکي از مسابقات اخير، تيم مقابل باشگاه فوتبال نوجوانان ستارگان سياه، سخت خشن بازي مي کرد و طعن و لعن ِورد زبان بازيکنانش بود.

 

نبيل سويتسر، پانزده ساله، بازيکني در ليگي متفاوت که به سرپرست و مشاور ستارگان سياه کمک مي کرد اظهار داشت،اکثر اوقات موقعي که بچه ها فوتبال بازي مي کنند و فحش ودشنام مي دهند و الفاظ زشتِ بسياري به کار مي برد. اين خيلي عادي است.

 

اما ستارگان سياه از بعضي لحاظ "عادي" نبودند.اگر چه آنها سخت تلاش مي کردند امّا ابداً به الفاظ تحريک کننده در اين مسابقه اخير جواب نمي دادند.حتّي يک کلمه هم بر زبان نياوردند. بعداَ شنيده شده، بعضي از والدين بازيکنان تيم مقابل پسران خود را به علت بر زبان آوردن دشنام و آن الفاظ زشت سخت نکوهش کردند.

 

گابور کاراگيچ، مربي 31 ساله ي ستارگان سياه از رفتار بازيکنا نش سخت خشنود بود اما گفت انتظاري جز اين از آنها نداشته است. او مي گويد هدفش "پرورش انسانهاي خوب است نه فقط بازيکنان خوب فوتبال."

 

جدي بودن او در اين زمينه در ماهيت دوگانه ي برنامه ا ش منعکس است، يعني هفته اي  دو مرتبه تمرين فوتبال و دو مرتبه در ماه کلاس روزهاي شنبه.

 

پسرها، که تعدادشان به بيست مي رسد، اسم کلاس را باشگاه شکلات داغ گذاشته اند و وقتي که آنجا هستند درباره ي فوتبال صحبت مي کنند؛ اما همه ي داستان به اينجا ختم نمي شود.

 

مربي کلاس مي گويد، "ما نحوه ي پيشرفت تعليمات را ارزيابي مي کنيم. نگاه مي کنيم ببينيم چه موضوعي سبب شد که بتوانيم با اتّحاد بيشتر بازي کنيم يا چه امري باعث شد که زياد به يکديگر توجهي نداشته باشيم. درباره ي مواضيعي مرتبط با رفتارمان، معناي خوب بودن، مسئوليت هر کسي نسبت به ديگران و جامعه نيز بحث و مذاکره داريم."

 

آقاي کاراگيچاز يک سازمان غيرانتفاعي ملهّم از تعاليم بهائي به نام بنياد وحدت در کثرت براي اين طرح خود کمک مالي دريافت مي کند. مدير بنياد، خانم فروغ سويتسر، گفت پسرهايي که در اين تيم فوتبال بازي مي کنند از خانواده هاي محروم هستند که به طورعادي از عهده ي مخارج اين نوع تعليم ورزش برنمي آيند.او گفت که اين برنامه به طور رايگان در اختيار شرکت کنندگان قرار داد و نه تنها راهنمايي هاي کيفي عرضه مي کند بلکه به جوانان و نوجوانان کمک مي کند از چيزهاي مضّري مانند مواد مخدّر و مشروبات الکلي دوري کنند.

 

کاراگيچ، مربي تيم، که بهائي است و قبلاً مدت شش سال به عنوان مربي مجاز فوتبال جوانان کار کرده اظهار داشت که قبلاً تنها نگراني توجهش به برنده شدن بود.او قراردادي براي برنامه ي  تعليم و تربيت اخلاقي که توسط بهائيان اداره  مي شود منعقد ساخت که براي او ميسر مي ساخت آنچه که آنها"مشوق"animator   جوانان مي نامند، بشود. اين برنامه ايده ي باشگاه جديد فوتبال را به ذهن او خطور داد که سپتامبر گذشته آن را تأ سيس کرد.

 

او اظهار داشت، "درافتتاح اين باشگاه در جستجوي شغلي نبودم که ديگربار مربي فوتبال باشم. مايل بودم به پسرها کمک کنند که عزت نفس و احترام به جامعه را بيابند. همچنين مي خواستم به آنها کمک کنم که دريابند همه چيز در برنده شدن خلاصه نمي شود."

 

    

                                             

 

مارک مولنارده ساله يکي از ستارگان سياه است و مي گويد باشگاه فوتبال او با ساير باشگاه ها تفاوت دارد.او مي گويد که در اکثر تيم ها "وقتي ديگران اشتباه مي کنند مورد تمسخر و استهزاء قرار مي گيرند."

 

مربي کاراگيچ مي گويد که در آغاز بعضي از والدين نسبت به انگيزه هاي او و نيز بنياد وحدت در کثرت بد گمان بودند. اما بعد از ان که والدين در بعضي از جلسات اموزشي حضور يافتند، به تشويق تمرينات فوتبال و نيز باشگاه شکلات داغ پرداختند.

 

او با افتخار از نامه اي که يکي از مادران دريافت کرده چنين نقل مي کند: "دوستان ما اين شنبه براي اولين بار در جلسه ي آموزشي حضور يافتند به سختي مي توانستند چنين گروهي را باور کنند ... جو حاکم بر جلسه ي آموزش خيلي عالي بود."

 

مربي گفت،" مدت شش سالي که مربي بودم هرگز اين نوع حمايت از والدين مشاهده نکرده بودم. ابتدا اينهمه تماس تلفني عجيب و ترسناک بود،اما حالا ميدانم که حمايت آنها به کاري که داريم انجام مي دهيم کمک مي کند."

 

آفاي کاراگيچ اظهار داشت که بخشي از انگيزه اش ناشي از پيشينه ي خود او است.او گفت،"وقتي بچه بودم با مشکلات واقعي دست به گريبان بودم.اين باشگاه را به اين علت افتتاح کردم که اين بچه ها کمک کنم از اشتباهاتي که من مرتکب شدم پرهيز کنند."

 

او در جهت ايجاد روح همکاري و نه روح رقابت در ميان اعضاء تيمش فعاليت مي کند. مربي اظهار داشت،" کودکي درميان ما بود که فکر مي کرد اين تيم مانند هر تيم ديگري است که اعضاء آن بايد بهترين بازيکن باشند.در آغاز برايش دشوار بود با ساير پسرها دوست شود چون با آنها رقابت داشت.اما اکنون کار گروهي را درک مي کند. با همه کنار مي آيد و اوقات مطلوبي را سپري مي کند."

 

به گفته ي مربي، يکي ديگر از پسرها تمام وقتش را تنها در اطاقش با کامپيوترش سپري مي کرد. اکنون مايل است در تمرينات فوتبال و باشگاه شکلات داغ حضور يابد تا وقتش را با دوستانش بگذراند.

 

خانم سويتسر از بنياد وحدت در کثرت مي گويد برنامه به پسرها کمک مي کند چشم انداز اجتماعي بيابند. او افزود،"گابور ترتيبي داد که به يتيم خانه اي بروند و فوتبال بازي کنند.بعداً،بچه هاي يتيم خانه آنها را به گوشه کنار ان مکان بردن و محل خود را به آنها نشان دادند؛ و حالا همه از دوستان هم به شمار مي روند. بعد از اين ديدار بود که آنها درباره ي اهميت مهربان بودن نسبت به ديگران و در خدمت سايرين بودند به بحث و مذاکره پرداختند."

 

منبع: سرويس خبری جهانی بهايي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 2:19  توسط Alast  |